السيد محمد حسين الطهراني
71
معاد شناسى (فارسى)
مىشود و البتّه از زيانكاران مىباشى » ! و علّت حبط در اين مورد اينست كه : اعمال حسنه موجوديّت حُسنش در عالم توحيد است ؛ وقتى كسى به حقّ متعال به نظر وحدت نمىنگرد و غير او را در عمل او انباز و شريك قرار ميدهد ؛ و افعال و آثار او را كه اصل است و اصيل است به غير او كه سايه است و ظلّ است و اعتبار است و فقير و فانى است نسبت ميدهد ؛ ديگر عمل او هر چه هم به صورت ظاهر چشمگير و جالب باشد ، در عالم واقع داراى ارزش نيست . مثل چنين كسى مَثَل غلامى است كه بسيار در خدمت آقا و مولاى خود ميكوشد ؛ خانه را جاروب مىزند ؛ درختان و گلها را آب ميدهد ؛ صحن منزل را آب پاشى مىنمايد ؛ بر در و ديوار عود روشن مىكند و عطر و گلاب مىزند ؛ تمام اين خدمات را براى خانه انجام ميدهد ؛ ولى به صاحبخانه و آقاى خود كينهاى دارد و در صدد است كه در وقع انتهاز فرصت او را بكُشد ؛ آيا خدمات او در نزد آقاى خود قيمتى دارد ؟ جاروب كردن فرشها و عِطرآگين نمودن اطاقها براى اين نتيجه دارد كه آقا و مولايش روى آن فرشها بنشيند ؛ و از هواى عطرآلود فضاى اطاقها استشمام كند ؛ امّا اگر بنا باشد كه روى همين فرشها و در فضاى اين اطاقها صاحبخانه را سر ببرد ، آيا اين عملها در نزد آقا ارزش دارد ؟ بنابراين با وجود شرك كه اعلان محاربه با مالك اصلى جهان است هر عمل خيرى محكوم است .